علي محمد ميرجليلى

262

وافي ( مبانى و روشهاى فقه الحديثى در آن ) ( فارسى )

استناد جسته است از جمله : 1 . روايت امام كاظم عليه السلام كه حضرت به سلام دادن رسول گرامى صلى الله عليه و آله در ركعت دوّم نماز چهار ركعتى و تمام كردن نماز اشاره كرده است . اين مطلب بر شنونده سنگين آمد و از سهو رسول خدا تعجّب كرد . امام عليه السلام براى رفع تعجّب وى اشاره كرد كه خداوند مىخواست به مردم بفهماند كه هيچ بشرى از سهو و نسيان مبرّى نيست و مخلوق همواره محلّ غفلت و نقصان است . تنها موجودى كه نقص ندارد ، خداوند تبارك و تعالى است . « 1 » 2 . شخصى به امام رضا عليه السلام عرض كرد : گروهى از مردم كوفه معتقد به عدم سهو پيامبر صلى الله عليه و آله در نماز مىباشند . حضرت فرمود : « كَذَبُوا لَعَنَهُمُ اللّهُ انَّ الَّذى لايَسْهُو هُوَ اللَّهُ الَّذى لا الهَ الّا هُو ؛ اينان دروغ مىگويند ، خدا آنها را لعنت كند . تنها موجودى كه سهو ندارد خداوند يكتاست . » « 2 » 3 . روايت حلبى از امام صادق عليه السلام كه مىگويد : « شنيدم امام صادق عليه السلام در دو سجده سهو چنين مىگفت : . . . » « 3 » از اين روايت بر مىآيد كه امام عليه السلام در نماز مرتكب سهو شده بود و لذا سجده سهو به جا مىآورد . فيض در ذيل اين حديث و موارد ديگر ، امكان سهو امام و پيامبر صلى الله عليه و آله را مىپذيرد . « 4 » ج - در بحث علوم ائمه عليهم السلام فيض معتقد است كه دانش اين بزرگوران به مانند اهل حديث نيست كه تنها سخنى از پيامبر عليه السلام شنيده و حفظ كرده و نقل كنند ، بلكه ارواح

--> ( 1 ) . همان ، ص 955 . ( 2 ) . الوافى ، ج 8 ، ص 955 به نقل از عيون اخبار الرضا . ر . ك عيون الاخبار الرضا ، ج 1 ، ص 219 . ( 3 ) . همان ، ص 996 . ( 4 ) . همان ، ص 996 و 1020 .